تبليغاتX
آسمون بی ستاره ی من
سلام ۲ستان عزیز  سال نو رو به همتون تبریک میگم خوشحالم که بعد از چند وقت تونستم براتون مطلبی بنویسم.        

  با اجازه کسایی که سر بازی رفتن یا در حین خدمتن میخوام یه نبود بکشم...

نبوووووووووود ۱۲ ماه و ۴۸ روز دیگه ؟؟؟؟؟؟

فعلا خدا حافظ موفق و سر بلند باشید.

+ نوشته شده توسط احمد در پنجشنبه یکم فروردین 1387 و ساعت 13:9 |
سلام من اومدم امید وارم حاله همتون خوب باشه الان فقط جهت سلام امدم انشاالله یکی دو روز دیگه عکسهای سربازیو میزارم تو وب فعلا بای بای موفق و سربلان باشید.
+ نوشته شده توسط احمد در پنجشنبه بیستم دی 1386 و ساعت 16:43 |
سلام دوستان ببخشید چند روزیه آپ نکردم .مسافرت بودم.در ضمن باید خدمتتون عرض کنم یه ۲ سه ماهی شاید بیشتر امکان داره نتونم به آپم چون دارم میرم...

خوش باشید.    

    فعلابای بای!!!!

+ نوشته شده توسط احمد در دوشنبه چهاردهم آبان 1386 و ساعت 9:10 |

+ نوشته شده توسط احمد در یکشنبه ششم آبان 1386 و ساعت 15:40 |
سلام دوستان وظیفه ی خودم دونستم راجع به این مسئله مهم مطلبی بنویسم . در این مطلب گفت و گوی ۲جوان رو براتون گذاشتم تا شاید شما هم عبرت بگیرید.و طرف این غول سیاه نرید.

علی :سلام حسن جون حالم خوب نیست جنس خوب داری؟

حسن:  تو هم بله؟

--:آره بابا منم آره

--:از کی به این کوفتی ۲چار شدی؟

--:از اون شبی که رفتو خونه رضا اول اون به من تعارف کرد

--:خونوادت میدونن؟

--:آره بابا یه بارم میخواستن ببندنم به تخت تا ترکش کنم ولی از بس داد زدم دلشون سوخت.

--:الان که ندارم باید صبر کنی برم بخرم.

  !!!۱ساعت و ۲۴ دقیقه و ۳۶ ثانه بعد!!!

--:اوردی ؟

-- آره بابا بیا بگیر اینم یه کارت ۲ ساعته اینترنت شرمنده مایه نداشتم بیشتر بگیرم.

--:دستت درد نکنه.

--:دفعه آخره ها!

--:باشه بابا حالا بیا بریم وبلاگمونو چک کنیم.

درآخرامید وارم شما دوستان از این داستان عبرت  گرفته باشید .

+ نوشته شده توسط احمد در یکشنبه ششم آبان 1386 و ساعت 10:23 |

گویند: «تقلب مفهومی‌است بس اساسی» به طوری که شاعر میگوید:

تقلب توانگر کند مرد را / تو خر کن دبیر خردمند را

تاریخچه‌ی تقلب از جایی شروع میشود که حسن کچل برای نخستین بار تن لش را تکان داد و به مکتب رفت. از بد ماجرا همان روز امتحان ماهیانه‌ی کودکان فلک بخت مکتب بود. لیک حسن از روی گشادی، چشمان چپش را بر روی ورقه‌ی همزاد انداخت تا نکتی بس ارزشمند از ورقه‌ی فوق الذکر، دشت کند. این بود که اولین تقلب تاریخ بشری زده شد. البته این تقلب با روش‌های فوق العاده ابتدایی (البته در مقابل ترفند‌های کنونی) صورت گرفت. بدین ترتیب که حسن با کلی زور زدن تن را تکان داد و خود را به بالای ورقه‌ی همزاد رسانید و خیلی راحت مطالب را دو در فرمود.

زان پس تقلب دوران طلایی خود را آغاز کرد. بدین ترتیب که گسترش یافت و مصادیقی متفاوت پیدا کرد. از جمله تقلب‌های رایج تقلبات سر امتحان، دو در کردن غذا از سلف، تقلب در اتو زدن، تقلب در شماره دادن، تقلب در مخ زنی، تقلب در بازی (که از آن به جر زنی تعبیر میشود) را می‌شود نام برد.

حال روش هایی از تقلب در امتحانات را به نظرتان می‌رسانیم:

روش های نوشتاری:

1- نوشتن روی کف پا، پس کله، پشت گوش و...

2- نوشتن روی میز، پشت نیمکت، زیر نیمکت، پشت مانتوی دختر جلویی و...

3- نوشتن روی دستمال دماغی، پاکت نامه و...

4- نوشتن و لوله کردن تقلب و جاسازی آن در سوراخ‌های مختلفی از جمله دماغ، دهن، فک پایین، دریچه‌ی آئورت و ...

روش های با کلاسی:

1- استفاده از ماشین حسابهای مهندسی

2- استفاده از آیینه، موچین، لوازم آرایش، فیلم، عکس

روش های جوادی:

1- خر نمودن یک فقره بچه خرخون

2- خم کردن سر به روی ورقه‌ی طرف به صورت تابلو.

3- روش بویایی:خودتان ماسک بزنین و یک بوی گند از خودتان در بکنین تا مراقب، جرات نزدیک شدن به شما را نکند.

4- روش شیمیایی:بدین معنی که مراقب را با انواع و اقسام مواد شیمیایی از هستی ساقط کنید و بعد با خیال راحت دست به کار شوید.

۵- کش پهن: کش پهن رو باز میکنن، روش مینویسن و ولش میکنن. این کش به داخل آستین پیراهن وصل میشه. وقتی در حین تقلب مراقب اومد کافیه کش رو ول کنید تا خودش بره تو آستین!

۶- فیلم دوربین: در این روش تمام فرمول، نکات مهم، کوفت و زهرمار روی نوار کاغذی نوشته میشه و در قوطی خالی فیلم دوربین جا میزنن. کاغذ باز میشه و با پس شدن هوا فیلم جمع میشه.

۷- نوار درمانی: تمام متون درسی را روی نوار یا ام-پی-تری پلیر پیاده می کنیم و در امتحان در مواقع لازم استفاده میکنیم. البته این روش مختص خانمهاست. مردها نمیتونن روسری سر کنن.

توجه:

اگر در این امر تبهر کافی ندارید اصلا سمت این کار نروید که عواقبی جز ضایع شدن، اخراج شدن و تابلو شدن ندارد.

 

+ نوشته شده توسط احمد در پنجشنبه سوم آبان 1386 و ساعت 13:16 |
pantra1asm.blogfa.com

آدمک آخر دنیاست بخند  ...      آدمک مرگ همینجاست بخند...    دست خطی که تورا عاشق کرد...    شوخی کاغذی ماست بخند ...   آدمک مست نشوی گریه کنی ...   کل دنیا سراب است بخند...    آن خدایی که بزرگش خواندی ...   بخدا مثل تو تنهاست بخند!!!

+ نوشته شده توسط احمد در سه شنبه یکم آبان 1386 و ساعت 19:56 |
ژ
+ نوشته شده توسط احمد در پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386 و ساعت 13:39 |
به تركه ميگن با شاش جمله بساز ميگه رفته بوديم خونه اصغر اينا داداشاشم بودن! ميگه خره شاش به معني جيش و ميگم ميگه اتفاقا آبجيشم بود!!


تركه و رشتيه تو جهنم هم ديگه رو ميبينن. رشتيه به تركه ميگه: تو چه جوري مردي؟ تركه ميگه: والله من از سرما مردم، تو چه جوري مردي؟ رشتيه ميگه: ‌من از تعجب‌ مردم! تركه ميگه:‌ يعني چي؟ چطوري از تعجب مردي؟! رشتيه ميگه: والله من رفتم خونه، ديدم خانم لخت خوابيده رو تخت، زير تخت رونگاه كردم هيچكي نبود، تو كمد رو نگاه كردم،‌كسي نبود، تو حموم، تو انباري، ‌تو دستشويي، خلاصه همه جا رو نگاه كردم ولي هيچكي نبود. منم از تعجب سكته كردم مردم! تركه ميگه: خاك بر سرت! تو فريزر رو هم نگاه ميكردي، نه تواز تعجب ميمردي، نه من از سرما!!!


تركه با كُت وزير شلواري تو خونشون نشسته بوده. ازش مي‌پرسند: واسه چي تو خونه كت پوشيدي؟ ميگه: آخه شايد مهمون بياد! ميپرسن: پس چرا ديگه زير شلواري پوشيدي؟! ميگه: خوب شايد هم نياد!!!


تركه ميخواسته بره بهشت زهرا، ‌گل گيرش نمياد كمپوت مي‌بره!!!


زن به شوهر: من پنج دقیقه میرم خونه اقدس خانم باهاش حرف بزنم تو هر نیم ساعت یک سری به غذا بزن


حیف نون می خواسته زنشو طلاق بده میره دادگاه.
قاضی: چرا بعداز ده سال ازدواج می خواهی زنتو طلاق بدی؟
حیف نون: آخه آقای قاضی از همان روز اول ازدواج همش چیزا رو پرت می کرد طرفم.
قاضی: خوب چرا حالا بعداز ده سال آمدی برای طلاق؟
حیف نون: آخه آقای قاضی تازگی ها نشانه گیریش خوب شده!

+ نوشته شده توسط احمد در پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386 و ساعت 13:30 |
سلام ۲ستان امروز شاهده یه بازی خوب از تیم  استقلال بودیم .خیلی دوست داشتم این مطلب و با برد استفلال براتون بنویسم ولی نشد . اما خیلی بازی خوب و قشنکی از استفلال شاهد بودیم نه؟

به امید بهتر شدن شرایط تیم استقلال.

+ نوشته شده توسط احمد در یکشنبه بیست و دوم مهر 1386 و ساعت 18:51 |